saman
Salam be hame az tabriz kesi hast?
omid
دلم را بردی زدستم دستم بگیر نازنینم عشق را از برم بردی رحمی بکن نازنینم/امید/
omid
باز شبا هنگام است و باز بی خوابی باز تنهایی که در تنهایی خودش غرق گشته
omid
باز باران باز ترانه هم بدادم نمیرسد امشب بیا تا از برکت وجودت بارانی ببارد و ترانه ای سر دهد /امید/
ali
گویم و بدانی یا نگویم و میدانی ، فاصله دورت نمیکند ،
در خوبترین جای جهان جا داری ، جایی که دست هیچکس به تو نمیرسد...
قـــــــــــــلـــــــــــــــبــــــــــــــــــم
ali
فاصله گرچه دست های ما را از هم جدا کرد ،
ولی خوشحالم
که جـرات ندارد به دل هایمان نزدیک شود !
ali
یک پلک زدن فاصله از تو تا من
باید بزنیم پلک یا تو یا من
هرچند که گفتند گناه است این کار
اما تو یکی بزن گناهش با من
ali
نرسد دست تمنا چو به دامان شما
میتوان چشم دلی دوخت به ایوان شما
از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
نیمه جانی است در این فاصله قربان شما